بار دیگر شهری که دوست میداشتم

بار دیگر شهری که دوست میداشتم

بار دیگر شهری که دوست میداشتم

من ایمان داشتم که تو به من باز خواهی گشت.

ایمان، نیاز به آزمون را مطرود می داند.

 

“بار دیگر شهری که دوست می داشتم”، مثل “یک عاشقانه آرام”، یکی دیگر از کتاب‌های عاشقانه ی نادر ابراهیمی است.

کتابی که میتوان لطافت و احساس را در هر جمله و پاراگراف آن حس کرد و از آن سرشار شد.

بیایید بخش‌های زیبایی از این کتاب را با هم بخوانیم:

اینک انتظار، فرسایش زندگی است.

باران فرو خواهد ریخت. باران، شب و روز فرو خواهد ریخت و تو هرگز به انتظارت کلامی نخواهی داشت که بگویی.

زمین ها گل خواهد شد و تو در قلب یک انتظار خواهی پوسید.

هر آشنایی تازه، اندوهی تازه است.

مگذارید که نام شما را بدانند و به نام بخوانندتان. هر سلام، سرآغاز دردناک یک خداحافظی است.

ما هرگز از آنچه نمی دانستیم و از کسانی که نمی شناختیم ترسی نداشتیم.

ترس، سوقات آشنایی هاست.

برویم یک خانه ی چوبی کنار رودخانه بسازیم.

آنجا که جنگل و دریا با هم کنار می آیند.

با چوب های خشک، یک کتابخانه ی کوچک درست کنیم.

می توانیم همه ی کتابهایی را که دوست می داریم داشته باشیم- و یک تخت چوبی. ما هرگز آنقدر خسته نخواهیم شد.

شب ها بیدار می نشینی و من با تو از سنگفرش کوچه های تنگ،

از گِلاب جاری زمستانها و از نسیم بهار نارنج های شهری که سالها ساکن آن بودیم سخن خواهم گفت.

تو از صدای غربت، از فریاد قدرت و از رنگ مرگ میترسی؟

هلیا! برای دوست داشتن هر نَفَس زندگی، دوست داشتن هر دم مرگ را بیاموز،

و برای ساختن هر چیز نو، خراب کردن هر چیز کهنه را، و برای عاشق عشق بودن، عاشق مرگ بودن را.

هلیای من!

زندگی طغیانی ست بر تمام درهای بسته و پاسداران بستگی.

هر لحظه یی که در تسلیم بگذرد لحظه یی ست که بیهودگی و مرگ را تعلیم می دهد.

لحظه یی ست متعلق به گذشتگان که در حال رخنه کرده است.

لحظه یی ست اندوهبار و توان فرسا.

اینک، گسستن لحظه های دیگران را چون پوسیده ترین زنجیرهای کاغذی بیاموز.

باری گریختن، تنها از احساسات کودکانه خبر می دهد؛ اما تکرار در گریز، ثبات عشق را اثبات می کند.

من – ایمان دارم که عشق، تنها تعلق است. عشق، وابستگی است.

انحلال کامل فردیت است در جمع.

عشق، مجموع تخیلات یک بیمار نیست.

آنچه هر جدایی را تحمل پذیر می کند اندیشه ی پایان آن جدایی ست.

زندگی، تنهایی را نفی می کند و عشق، بارورترین تمام میوه های زندگی ست.

“ما در روزگاری هستیم، هلیا، که بسیاری چیزها را می توان دید و باور نکرد و بسیاری چیزها را ندیده باور کرد.”

نادر ابراهیمی

توضیحمداد رنگی، سایتی برای کارهای هنری است. 

اما بسیار علاقمند است که در کنار کارهای هنری، حتماً کتاب هم بخوانیم و هیچگاه از کتاب‌خوانی و فرصت‌های بی‌شماری که برای یادگیری در اختیارمان می‌گذارد، غافل نشویم.

درباره نویسنده

شهرزاد

مداد رنگی، دوست دارد شما مخاطبانِ خوبش در خانه‌ی او، با بسیاری از هنرها و محصولات دست ساز خانگی و همچنین هنرمندانی که آنها را خلق می‌کنند آشنا شوید. درضمن، شاید برای هدیه به خودتان یا به آنها که دوست‌شان می‌دارید هم در فروشگاه مداد رنگی، کاردستی دلخواه‌تان را پیدا کنید.

نوشته‌های مرتبط

خلبان جنگ - کتابخانه مداد رنگی

کتاب خلبان جنگ

باید ‌«انسان» را از نو زنده کرد. انسانیت جوهر فرهنگ...

کتاب شیب

کتاب شیب ست گادین

شیب، مسیر طولانی بین شروع کردن و تسلط یافتن است....

کتاب شازده کوچولو

“بسیار میل داشتم با چنین جمله ای آغاز کنم: یکی...

سبد خرید محصول با موفقیت حذف شد. بازگردانی محصول
  • هیچ محصولی در سبد وجود ندارد.