خانه کاغذی

خانه کاغذی

خواننده کتاب، حکم مسافری را دارد که از میان منظره ای آماده می گذرد،

که در این مورد مسافری است بدون هرگونه محدودیتی.

خانه کاغذی

کارلوس ماریا دومینگوئز

کتاب خانه کاغذی کتابی کوچک و خواندنی است، که همان گونه که نویسنده اش میگوید خواننده را همچون یک مسافر از میان منظره ای می گذراند که هیچ محدودیتی نمی‌شناسد.

در کتاب خانه کاغذی، مسافر در این منظره ی عجیب، کتاب‌هایی را می بیند که سرنوشت شان این شده که دیواری بنا کنند و سایه ای بسازند.

کتاب هایی که دیگر هرگز کسی لایشان را باز نخواهد کرد و به جای نشستن در کتابخانه ی گرم و امن خود، در معرض باد و وزش بی امان شن های ساحل، به خانه و کاشانه ی صاحب شان تبدیل شده اند.

و جالب تر آنجاست که وقتی صاحب این خانه کاغذی، میخواهد به دلیلی، کتاب مورد نظرش را پیدا کند، ناچار میشود دو روز، سرگرم ویران کردن دیوارهای خانه اش باشد.

براستی که این کتاب‌ها، خواننده را همچون یک مسافر کنجکاو به چه سفرها، و به دیدن چه منظره های عجیب و جالب و شگفت انگیزی که نمی برند.

 

About the author

شهرزاد

شاید کاردستی دلخواه یا موردنیازتان را در فروشگاهِ مداد رنگی پیدا کنید.

نوشته‌های مرتبط

شازده کوچولو

“بسیار میل داشتم با چنین جمله ای آغاز کنم: یکی...

کتاب شیب

شیب

شیب، مسیر طولانی بین شروع کردن و تسلط یافتن است....

بار دیگر شهری که دوست میداشتم

بار دیگر شهری که دوست میداشتم

من ایمان داشتم که تو به من باز خواهی گشت....