خلبان جنگ - کتابخانه مداد رنگی

خلبان جنگ

باید ‌«انسان» را از نو زنده کرد.

انسانیت جوهر فرهنگ من است.

کلید وحدت اجتماعی من است.

اصل و مبنای پیروزی من است.”

آنتوان دو سنت اگزوپری

اگر کتاب شازده کوچولو را خوانده باشید، بدون شک آنتوان دو سنت اگزوپری را می‌شناسید.

اگزوپری در کتاب دیگرش «خلبان جنگ» احساس و روحیات و افکار خود را که عمیقاً تحت تاثیر جنگ جهانی دوم قرار گرفته است، به رشته‌ی تحریر در می‌آورد.

او در ابتدای این کتاب، ما را با غم‌ها و بدبینی‌ها و سرخوردگی‌هایش نسبت به جنگ و مأموریت‌هایی که بر عهده‌ی او – به عنوان خلبان هواپیمای اکتشافی – گذارده شده است، همراه و همدل می‌کند.

اما در نهایت در می‌یابد که مأموریت‌های او بیهوده نبوده و با هدف و عقیده‌ای ارزشمند، معنا یافته است.

اقدس یغمایی، مترجم این کتاب، زیبا می‌گوید:

“او عقیده دارد که انسان امروزی عقل و منطق خود را توسعه داده و در عوض، روح و معنویات را در خود کشته است.

آنتوان دوسنت اگزوپری ترجیح می‌دهد که انسان منطق و عقل خود را بر توقعات زندگی معنوی استوار سازد،

و از نظر او تنها در این صورت است که انسان می‌تواند فداکاری و احساس مسئولیت را درک کند. “

بیایید بخش زیبای کوچکی از این کتاب را با هم بخوانیم:

شکست… پیروزی…

این تعبیرات قالبی را نمی‌توانم به کار برم.

پیروزی‌های هست که انسان را به شور در می‌آورد،

پیروزی‌های دیگری هم هست که انسان را به پستی می‌گرایاند.

شکست‌هایی هست که می‌کشد و شکست‌های دیگری هم هست که بیدار می‌کند.

زندگی با اعمال بیان می‌شود نه با اوضاع.

تنها پیروزی که درباره‌ی آن نمی‌توانم شک داشته باشم، قدرتی است که در دل دانه‌ها آشیان دارد.

همین که دانه‌ای در دل خاک تیره کاشته شد، پیروز است.

اما گذشت زمان باید تا شاهد پیروزی وی، در وجود گندم، شویم.

 

درباره نویسنده

شهرزاد

شاید کاردستی دلخواه یا موردنیازتان را در فروشگاهِ مداد رنگی پیدا کنید.

نوشته‌های مرتبط

تائو ت چینگ

تائو تِ چینگ

“یک هنرمند خوب به حس شهود خود اجازه می‌دهد تا...

شازده کوچولو

“بسیار میل داشتم با چنین جمله ای آغاز کنم: یکی...

بار دیگر شهری که دوست میداشتم

بار دیگر شهری که دوست میداشتم

من ایمان داشتم که تو به من باز خواهی گشت....