کتاب شیب

شیب

شیب، مسیر طولانی بین شروع کردن و تسلط یافتن است.

برای شکست نخوردن باید بدانید چه وقت کارتان را ول کنید و چه وقت نباید جا بزنید.

«شیب» به قول ست گادین، نویسنده‌ی آن:

“کتابی است بسیار کوچک، در مورد موضوعی بسیار مهم“

شاید با خواندن این کتاب، بتوانیم بهتر متوجه شویم که “کسانی که ما آنها را خوش شانس می دانیم، در واقع افرادی باهوش و هدفمند و بسیار سخت کوش بوده اند.”

در ضمن، “آنها جایی درطول مسیر، کار را ول نکرده بودند، اما در عین حال کارهای خیلی زیادی را هم ول کرده بودند.”

ست گادین در این کتاب می‌خواهد که ما در هر دنیایی – با معیارهایی که برای خودمان مهم است – بهترین باشیم.

او می‌گوید:

“بازار بزرگ (Mass Market) در حال مرگ است.

اکنون میلیون ها بازار کوچک وجود دارند. اما هر بازار کوچکی، یک بهترین دارد.

اگر بازار کوچک شما، [به عنوان مثال] “بازار فروش مواد غذایی محلی در تولسا” است، این جهانِ شماست و شما باید در جهانِ خودتان، بهترین باشید.

کلمه‌ی جهان تفسیرپذیر است و بر اساس اولویت‌های ما تعریف می‌شود.

برای شکست نخوردن باید بدانید چه وقت کارتان را ول کنید و چه وقت نباید جا بزنید.

باید وقتی کاری را ول کنید که زیر فشار قرار نگرفته‌اید.

برای دست‌یابی به خواسته های‌مان، باید قدرت درک موقعیت‌های مختلفی را داشته باشیم و تشخیص دهیم کدام ها ما را به ول کردن کار سوق می‌دهند و کدام ها باعث می‌شوند که کار را ول کنیم.

برای این‌که بتوانیم منظور ست گادین را از واژه ی «ول کردن» بهتر متوجه شویم، بیایید به تعریف خود او توجه کنیم:

ول کردن کار – منظورم دست کشیدن از استراتژی بلند مدت خود (در هر زمینه ای – شغلی – درآمد، رابطه یا فروش) نیست،

منظور ول کردن تاکتیک هایی است که کارآمد نیستند.

تقریباً هر کاری در زندگی که ارزش انجام دادن داشته باشد، تحت کنترل شیب (Dip) است.

آدم ها و شرکت هایی که موفق شدند شیب را پشت سر بگذارند، نه یک شبه، بلکه ذره ذره به این موفقیت رسیدند.

افراد با پشتکار و سرسخت قادرند نور آخر تونل را در ذهن‌شان مجسم کنند، در حالی که دیگران نمی‌توانند این کار را بکند.

ضمناً افراد باهوش و زرنگ واقع گرا هستند و در جایی که پایان آن نوری نباشد، تصویرسازی غیر واقعی نمی‌کنند.

ست گادین، به کسانی که نگران شکست خوردن هستند، می‌گوید:

باید بدانیم که ول کردن، شکست خوردن نیست.

ول کردن، نه تنها انتخاب عقلانی است، بلکه انتخابی هوشمندانه است.

زمانی شکست خورده اید که تسلیم شوید، که دیگر هیچ انتخابی وجود نداشته باشد، یا این که این قدر کارهای مختلف را ول کرده باشید که تمام منابع و وقت خود را هدر داده باشید.

ول کردن کار، از کنار آمدن با آن بهتر است، چون دست شما را باز نگه می دارد که در کار دیگری بهترین شوید.

البته ول کردن نباید استراتژی کوتاه مدت شما باشد، اما در بلند مدت ایده ای فوق العاده است.

ست گادین در نهایت، در پایان کتاب می‌گوید:

 

 “به پیش بروید و کاری بکنید. ما منتظر هستیم!”

 

شهرزاد

شاید کاردستی دلخواه یا موردنیازتان را در فروشگاهِ مداد رنگی پیدا کنید.

نوشته‌های مرتبط

بار دیگر شهری که دوست میداشتم

بار دیگر شهری که دوست میداشتم

من ایمان داشتم که تو به من باز خواهی گشت....

تائو ت چینگ

تائو تِ چینگ

“یک هنرمند خوب به حس شهود خود اجازه می‌دهد تا...