با یک کتابِ دیگر، آشنا شویم

هنر رمان

“اگر ارزشی، محتوای مشخص خود را از دست بدهد، از آن چه باقی می ماند؟

هیچ چیز.

مگر شکلی میان تهی.”

هنررمان کتابی است‌ که میلان کوندرا در آن، رمان را به مثابه ی هنری می داند که توانایی و امکانات بیشماری در آن نهفته است.

این کتاب، مجموعه کاملی است از تفکرات کوندرا درباره تاریخ تحول هنر رمان در اروپا، که آن را با “چهار ندا” مشخص می کند:

ندای بازی،

ندای رویا،

ندای اندیشه

و ندای زمان.

میلان کوندرا خرد رمان را می ستاید، نیروی نهفته در هنر رمان را شگفت آور می داند و معتقد است که اندیشه ی انسان برای آفرینش جهانی بهتر، بی همتاست.

او در این کتاب به بررسی و تحلیل رمانهای خود – از جمله:

شوخی

زندگی جای دیگر است

سبکی تحمل ناپذیر هستی

کتاب خنده و فراموشی

عشقهای مضحک

والس خداحافظی

نیز می پردازد.

سیمین دانشور، در مورد کتاب هنر رمان می گوید:

“هنر رمان نوشته میلان کوندرا را با واسطه ی ترجمه ی تحسین برانگیز پرویز همایونپور خواندم.

این اثر، جاپای استواری است برای همه ی دست اندرکاران این هنر والا.

مگر نه آن است‌ که همه ی ما، گاه به گاه به خانه تکانی ذهنی نیازمندیم؟”

بیایید جمله زیبای دیگری از این کتاب را با هم بخوانیم:

“با عمل است که انسان از عالم تکراری روزانه – جایی که همه شبیه یکدیگرند – بیرون می آید.

با عمل است که انسان، خود را از دیگران‌ متمایز میکند و فرد می شود.”

  • هنرمندان خانگی جایی است برای شما، اگر دوست دارید خودتان و کارهای دستی زیبای‌تان و آدرس شبکه‌های اجتماعی‌تان را بیشتر به دیگران معرفی کنید.

(برای آشنایی با بخش هنرمندان خانگی مداد رنگی کلیک کنید)

کتاب ابوالمشاغل

[su_quote]

رومن رولان گفته است: عشق، آن نیست که دو نفر به هم نگاه کنند.

عشق، آن است که دو نفر، به یک نقطه نگاه کنند.

ابن مشغله می‌گوید: و آن نقطه هر قدر دورتر، آرمانی‌تر و انسانی‌تر باشد،

آن عشق هم عمیق‌تر و پایدارتر است.[/su_quote]

ابوالمشاغل، پس از ابن مشغله – که قبلاً کمی درباره‌ی آن صحبت کردیم (+

دومین کتاب نادر ابراهیمی است،

که در آن، از مجموعه خاطرات مربوط به فعالیت‌ها و مشاغل مختلف‌اش با قلم و ادبیاتِ گیرا و شیرین خود می‌نویسد.

در این کتاب در می‌یابیم که او تا چه حد از مسایلی مانند رانت‌خواری بیزار است،

و به ارزش‌هایی چون صداقت و دوستی اعتقاد و باور دارد.

اگر موافقید بخش دیگری از این کتاب را با هم بخوانیم:

سیزده سال پیش که نوشتن ابن مشغله را به پایان رساندم،

شاید، شاید که برای لحظه‌یی باور کرده بودم که کشتی به گِل نشسته،

گُل به میوه نشسته،

روح به عُزلت،

و بعد از آن دیگر، زندگی، آرامشی خواهد یافت – نه در درون، بل به چشم.

درون، همیشه آشفته، جوشان و خروشان بوده و خواهد بود.

ابن مشغله می‌گفت: راه بسیار درازی درپیش است، بسیار دراز…

در این راه طولانی، وقت، برای همه‌کار خواهی داشت، به قدر کافی،

و اضافه هم خواهی آورد – آنقدر که دیگر ندانی با آن چه می‌توانی بکنی، وچه باید کرد…

پس خودت را خسته مکن، و از نَفَس مینداز!

ابوالمشاغل می‌گوید:

راه تنها زمانی بسیار دراز است که در ابتدای آن باشی، یا حتی در کمرکش آن.

در پایان به ناگهان، می‌بینی که یک لحظه بیشتر نبوده است و بسی کمتر از لحظه: یک قدمِ مورچگان.

در حقیقت، این کوتاهی و بلندی راه نیست که‌ مساله‌ی ماست.

مساله، آن چیزی است که ما، در امتداد این راه، برای دیگران که ناگزیر از پی ما‌ می‌آیند باقی می‌گذاریم

تا طی کردنش را مختصری مطبوع، گوارا، شیرین و لذتبخش کند.

پس، حق است که خودمان را،

اگر نه برای ساختن کاروانسراهای بزرگ و آب انبارهای خنک،

لااقل برای برپا داشتن یک سایه‌بان کوچک،

خلق یک بیت شعر خوب،

روشن کردن یک چراغ ابدی،

و یا ضبط یک صدای مهربانِ “خسته نباشی” خسته کنیم،

خسته کنیم و از نَفَس بیندازیم…

به حق که چه از نَفَس افتادن شیرینی‌ست آن و چه خستگی غریبی…

Nader Ebrahimi
Nader Ebrahimi2
Nader Ebrahimi4
Nader Ebrahimi3

***

توضیح: مداد رنگی، سایتی برای کارهای هنری است. 

اما چه خوب است که در کنار کارهای هنری، کتاب هم بخوانیم.

کتاب ابن مشغله

[su_quote]

ما به راستی، قصه ی روزگار خویش نبودیم

که ناگزیر، قصه پرداز روزگار خویش شدیم.[/su_quote]


نادر ابراهیمی در کتاب ابن‌ مشغله، که پیش از کتاب ابوالمشاغل به نگارش درآورده است،

با جملاتی شیرین و سلیس، ما را با شور جوانی و تجربه‌های خواندنی خود،

از یافتن نخستین راه‌های کسب درآمد،

تا تبدیل شدن به یک شغل‌عوض‌کن حرفه‌ای،

و سپس جوانی که گاهی گرفتار بیکاری‌های طویل مدت می‌شود و خیلی غصه می‌خورد،

اما بعد چند عنوان و لقب احترام‌انگیز و دهان پرکن به خود تقدیم می‌کند تا در جامعه سربلند باشد،

و در نهایت صاحب اسم و رسمی می‌شود و دوره‌های متناوب بیکاری به پایان می‌رسد؛

ما را با خود همراه و همدل می‌کند.

نادر ابراهیمی، نویسنده‌ی زبردستی است که در کتاب ابن مشغله (و کتاب بعدی‌اش ابوالمشاغل

نه تنها از ماجراهای زندگی و شغل‌های فراوان خود برای ما حرف می‌زند،

که به ما فرصت‌ می‌دهد تا در لابلای تجارب مختلف زندگی پر فراز و نشیبش،

با جملات زیبایی که هر بار آدمی را به تفکر دعوت می‌کنند،

به زندگی، از پنجره‌ی نگاه عمیق او بنگریم.

بیایید بخش زیبایی از کتاب ابن مشغله را با هم بخوانیم:

ما به دنبال راه‌هایی هستیم که کتاب را به صورت جزء اساسی زندگی بچه‌های این سرزمین درآورد.

ما زائر دلشکسته‌ی این خاکیم.

اگر امید را دمی رها نکردیم، نه بدان دلیل بود که آن را در خود داشتیم؛

بل بدان سبب بود که امید را چون ودیعه‌یی به دست‌ ما سپرده بودند تا به دست دیگران بسپاریم.

نادر ابراهیمی در نوجوانی
نادر ابراهیمی در نوجوانی

توضیح: مداد رنگی، سایتی برای کارهای هنری است. 

اما چه خوب است که در کنار کارهای هنری، کتاب هم بخوانیم.

کتاب قورباغه را قورت بده

“اگر اولين كاری كه هر روزصبح انجام می‌دهی،

اين باشد كه قورباغه زنده‌ای را قورت بدهی،

بقيه روز خيالت راحت است كه

سخت‌ترين اتفاقی كه ممكن است در تمام روز برايت پيش بيايد پشت سر گذاشته‌ای.”

برایان تریسی، در کتاب «قورباغه را قورت بده»،

نتیجه‌ی مطالعه و بررسی روی سبک زندگی مردان و زنانی که به پیشرفت‌های بیشتر و درآمدهای بالاتری نسبت به دیگران دست یافته بودند را با ما در میان می‌گذارد.

و آن نتیجه چیزی نیست جز اینکه همه‌ی آن افراد موفق، یک رفتار برجسته داشتند:

[su_highlight]عمل‌گرایی[/su_highlight]

برایان تریسی در این کتاب، ما را با ۲۱ راهکار برای غلبه بر تنبلی و اهمال کاری آشنا می‌کند.

و می‌گوید:

حداقل 95 درصد از موفقيت شما در زندگی و كار بستگی به عادت‌های مختلفی دارد كه به مرور زمان كسب می‌كنيد.

عادت تعيين اولويت‌ها، غلبه بر تنبلی، مداومت در انجام مهم‌ترين وظايف، يك مهارت ذهنی و جسمی است.

يكی از به اصطلاح بزرگ‌ترين رازهاي موفقيت اين است كه:

شما واقعاً می‌توانيد درخودتان يك “اعتياد مثبت” نسبت به لذتی ايجاد كنيد،

كه از اطمينان، اعتماد و قابليت حاصل از موفقيت ناشی می‌شود.

وقتی اين اعتبار را درخود ايجاد كرديد،

آن وقت بدون آنكه حتي درباره آن فكر كنيد،

زندگي خود را به نحوي سر و سامان خواهيد داد كه مدام كارها و پروژه‌های بزرگ‌تری را آغاز كنيد و به انجام برسانيد.

راستی. شاید این نکته هم برای شما جالب باشد:

اخیراً در کتابی که از آلن دو باتن می‌خوانم،

متوجه شدم – یا به نظر می‌رسد – که برايان تریسی، عنوان و ایده‌ی این کتاب را از جمله‌ی فردی به نام «نیکولاس چافور» (۱۷۴۱ – ۱۷۹۴) – که به گفته‌ی آلن دو باتن: نويسنده‌ی نابغه‌ی فرانسوی تلخکام و تهیدست بوده – الهام گرفته است.

و جمله ای که چافور گفته بوده، این است:

“هر انسان باید هر روز صبح قورباغه ای را قورت دهد،

تا مطمئن شود در باقی روز با چیز تنفرآورتری رو به رو نمی‌شود.”

***

توضیح: مداد رنگی، سایتی برای کارهای هنری است. 

اما چه خوب است که در کنار کارهای هنری، کتاب هم بخوانیم و از کتاب‌خوانی و فرصت‌های بی‌شماری که برای یادگیری در اختیارمان می‌گذارد، بهره ببریم.

کتابِ بنویس تا اتفاق بیفتد

بنویس تا اتفاق بیفتد، کتابی است آموزنده و الهام بخش از هنریت کلاوسر،

[su_highlight]برای کسانی که می‌خواهند بدانند از زندگی چه می‌خواهند و به آنچه می‌خواهند، برسند.[/su_highlight]

و به گفته ی او، این میسر نخواهد شد، جز با نوشتن.

هنریت کلاوسر با روایت داستان‌های گوناگونی از افرادی که خواسته‌های‌شان را نوشتند و به آن‌ها رسیدند،

به ما یادآوری می‌کند که با تعیین هدف،

تمرکز روی نتیجه کار،

و داشتن تصویری روشن از آنچه در زندگی به دنبالش هستیم،

می‌توانیم تحقق رویاهای‌مان را به چشم ببینیم.

بعد از خواندن این کتاب، دیگر آن دفترچه‌ی کوچک دوست داشتنی‌مان را از خود دور نخواهیم کرد،

چرا که از این پس، به آن، به چشم صندوق پیشنهادات مغز و صندوق جمع آوری ایده‌ها نگاه خواهیم کرد؛

و با نوشتن در آن، دیگر به ایده‌ها و افکار نابی که می‌توانند زندگی‌مان را تغییر دهند، مجال فراموش شدن نخواهیم داد.

کلاوسر در بخشی از کتاب خود می‌نویسد:

[su_quote]داشتن جایی برای ثبت افکار و تأملات و قرار دادن یک قلم در جایی دم دست، پیامی به مغز می‌فرستد:

“آماده ی ورودی تو هستم.[/su_quote]

[su_highlight]همراه داشتن یک دفتر کوچک به معنای احترام گذاشتن به ایده‌هایی است که به ذهن‌تان خطور می‌کنند[/su_highlight]؛

و وقتی این کار را می‌کنید آن بخشی از مغز شما که این ایده‌ها را ارائه می‌دهد، از این توجه و احترام اندک چنان به وجد می‌آید که باز هم چیزهای بیشتری برای‌تان می‌فرستد.

در این صورت ذهن شما تبدیل به بستری برای ایده‌های تازه می‌شود که تخیل را پیوسته به پرواز در می‌آورند.

 

پی نوشت:

اگر دوست داشتید در مورد کتابِ بنویس تا اتفاق بیفتد بیشتر بدانید و بخوانید، کافه بوک و مدرسه نویسندگی، توضیحات خوبی در مورد این کتاب ارائه کرده‌اند.

 

توضیح: مداد رنگی، سایتی برای کارهای هنری است. 

اما چه خوب است که در کنار کارهای هنری، کتاب هم بخوانیم و از کتاب‌خوانی و فرصت‌های بی‌شماری که برای یادگیری در اختیارمان می‌گذارد، بهره ببریم.

کتاب مزخرفات فارسی

کتاب «مزخرفات فارسی» کتابی است که توسط رضا شکراللهی – نویسنده، ویراستار، متخصص ادبیات داستانی، فعال ادبی، و سردبیر وبسایت خوابگرد – نوشته شده است.

او در این کتاب، که کتابی بسیار خواندنی و آموزنده است، “بدون وارد شدن به مباحث تخصصی، برخی ظرايف زبان فارسی را به زبانی ساده و شیرین و گاهی با کمی چاشنی طنز بیان می‌کند.” (نقل از پشت كتاب)

و ما را با اشتباهات متداولی آشنا می کند که گاه آنچنان در زبان فارسی جای خوش کرده اند، که حتی متوجه آنها هم نمی‌شویم.

بیایید بخشی از کتاب مزخرفات فارسی را با هم بخوانیم:

بعید است تا حالا از ضرب المثل “پیش غازی و معلق بازی” استفاده نکرده باشید.

یعنی “معلق زدن پیش کسی که روی بند معلق می‌زند و شیرین کاری می‌کند، هنرنماییِ ناچیزی است.” اما “غازی” رابه صورت “قاضی” در ذهن می‌آوریم و می‌نویسیم.

دلیل آن هم روشن است. واژه “غازی” به معنای “بندباز” از زبان ما رخت بربسته اما سر و کارمان با واژه “قاضی” هنوز بسیار است و هر روز هم بیشتر می‌شود انگار.

و در بخش دیگری از این کتاب، #رضا_شکراللهی آنجا که از “پیشخان یا پیش‌خوان” میگوید، می‌نویسد:

این ها نه نصیحت است و نه پند؛ فقط نکته‌هایی ساده است برای درک ذره ای از شیرینی زبان فارسی و آگاه شدن از چند و چون معنا و املای برخی واژه ها.

وگرنه مثلا برای جماعتِ کتاب نخوان چه فرقی می‌کند که پیشخانِ کتاب باشد یا پیشخوانِ کتاب.

در هر دو حالت، کتاب نخوان‌اند.

***

توضیح: مداد رنگی، سایتی برای کارهای هنری است. 

اما چه خوب است که در کنار کارهای هنری، کتاب هم بخوانیم و از کتاب‌خوانی و فرصت‌های بی‌شماری که برای یادگیری در اختیارمان می‌گذارد، بهره ببریم.

خلبان جنگ - کتابخانه مداد رنگی

باید ‌«انسان» را از نو زنده کرد.

انسانیت جوهر فرهنگ من است.

کلید وحدت اجتماعی من است.

اصل و مبنای پیروزی من است.”

آنتوان دو سنت اگزوپری

اگر کتاب شازده کوچولو را خوانده باشید، بدون شک آنتوان دو سنت اگزوپری را می‌شناسید.

اگزوپری در کتاب دیگرش «خلبان جنگ» احساس و روحیات و افکار خود را که عمیقاً تحت تاثیر جنگ جهانی دوم قرار گرفته است، به رشته‌ی تحریر در می‌آورد.

او در ابتدای این کتاب، ما را با غم‌ها و بدبینی‌ها و سرخوردگی‌هایش نسبت به جنگ و مأموریت‌هایی که بر عهده‌ی او – به عنوان خلبان هواپیمای اکتشافی – گذارده شده است، همراه و همدل می‌کند.

اما او در نهایت در می‌یابد که مأموریت‌های او بیهوده نبوده و با هدف و عقیده‌ای ارزشمند، معنا یافته است.

اقدس یغمایی، مترجم این کتاب، در این باره زیبا می‌گوید:

“او عقیده دارد که انسان امروزی عقل و منطق خود را توسعه داده و در عوض، روح و معنویات را در خود کشته است.

آنتوان دوسنت اگزوپری ترجیح می‌دهد که انسان منطق و عقل خود را بر توقعات زندگی معنوی استوار سازد،

و از نظر او تنها در این صورت است که انسان می‌تواند فداکاری و احساس مسئولیت را درک کند. “

بیایید بخش زیبایی از کتاب خلبان جنگ را با هم بخوانیم:

شکست… پیروزی…

این تعبیرات قالبی را نمی‌توانم به کار برم.

پیروزی‌های هست که انسان را به شور در می‌آورد،

پیروزی‌های دیگری هم هست که انسان را به پستی می‌گرایاند.

شکست‌هایی هست که می‌کشد و شکست‌های دیگری هم هست که بیدار می‌کند.

زندگی با اعمال بیان می‌شود نه با اوضاع.

تنها پیروزی که درباره‌ی آن نمی‌توانم شک داشته باشم، قدرتی است که در دل دانه‌ها آشیان دارد.

همین که دانه‌ای در دل خاک تیره کاشته شد، پیروز است.

اما گذشت زمان باید تا شاهد پیروزی وی، در وجود گندم، شویم.

***

توضیح: مداد رنگی، سایتی برای کارهای هنری است. 

اما چه خوب است که در کنار کارهای هنری، کتاب هم بخوانیم و از کتاب‌خوانی و فرصت‌های بی‌شماری که برای یادگیری در اختیارمان می‌گذارد، بهره ببریم.

سبد خرید محصول با موفقیت حذف شد. بازگردانی محصول
  • هیچ محصولی در سبد وجود ندارد.

SPIN TO WIN!

  • شاید دوست داشته باشید شانس‌تان را برای دریافت کوپن تخفیفِ خرید کاردستی‌های مداد رنگی امتحان کنید.
  • برای چرخاندن چرخ شانس، کافی است نام و ایمیل‌تان را  وارد کنید و بر روی کلید زیر، کلیک نمایید
شانس‌تان را امتحان کنید