نكات مفيد كسب و كار هنري

برای کمی فکر کردن

شاید شما هم با من موافق باشید که برای اینکه بتوانیم در کارمان – به طور خاص در کسب و کارهای هنری‌مان – موفق باشیم و رشد کنیم؛

باید بتوانیم برای فکر کردن به موضوعات مختلفی وقت بگذاریم،

بر روی آنها تمرکز کنیم،

و بکوشیم تا در مورد آنها بیشتر و عمیق‌تر یاد بگیریم،

و سپس، آموخته‌هایمان را در عمل به کار بگیریم.

می‌خواهیم از این به بعد در سایت مداد رنگی، هر ماه (یا شاید در آینده هر هفته) به یک موضوع خاص فکر کنیم و خوشحال می‌شوم شما هم در مورد موضوعاتی که مطرح می‌شود راحت باشید و در اینجا با صدای بلند فکر کنید.

اولین موردی که برای فکر کردن در نظر گرفته‌ام، این است که:

آیا ما برای زندگی و برای کارمان، برنامه ریزی کرده‌ایم؟

آیا طبق برنامه‌ی مشخصی پیش می‌رویم؟

یا اینکه بر اساس «هر چه پیش آید، خوش آید»، کارهایمان را پیش می‌بریم؟

نمی‌خواهم بگویم کدام خوب است و کدام بد.

فقط مهم این است که در مورد این موضوع کمی فکر کنیم و ببینیم ما کدام طرف قضیه هستیم.

و آیا اکنون از جایی که هستیم، راضی‌ایم یا نه.

قبل از هر چیز، بیایید کمی با مفهوم برنامه‌ریزی، آشنا شویم و اصلاً ببینیم برنامه‌ریزی به چه معناست.

برنامه ریزی چیست؟

برنامه ریزی چیست؟

برنامه‌ریزی، یعنی اینکه بتوانیم قبل از انجام هر کاری، زمان‌ای را به فکر کردن در مورد آن کار اختصاص دهیم.

داشتن هدف در زندگی، به تنهایی کافی نیست.

ما برای رسیدن به اهداف‌مان، به برنامه‌ریزی نیاز داریم.

و شاید برایتان جالب باشد که برنامه‌ریزی، یک مهارت محسوب می شود.

اگر علاقمندیم که با این مهارت، بیشتر آشنا شویم و یاد بگیریم که چگونه می‌توانیم این مهارت را در خود پرورش داده و آن را تقویت کنیم؛

به نظر من، بهترین کار، می‌تواند این باشد که مطالب و مجموعه درس‌‌هایی که در متمم تحت عنوان مهارت برنامه ریزی، تهیه و منتشر شده‌اند را مطالعه کنیم:

مهارت برنامه ریزی (در متمم)

***

و حالا آشنایی با چند دیدگاه در مورد برنامه ریزی:

حالا که صحبت از برنامه ریزی است و قرار است در مورد آن کمی فکر کنیم، موافقید با چند دیدگاه گوناگون از افراد مختلف هم در این زمینه آشنا شویم؟

مثلاً با دیدگاه جیسون فراید که در کتاب دوباره فکر کن مطرح کرده است.

او برنامه ریزیِ بلند مدت برای یک کسب و کار نوپا را چیزی شبیه حدس می داند و می گوید:

درصورتی که شما یک پیشگو نباشید، برنامه ریزی بلند مدت در تجارت یک خیال است.

عوامل بسیاری وجود دارند که از دست شما خارج اند: شرایط بازار، رقبا، مشتریان، اقتصاد و غیره.

نوشتن یک برنامه در شما این حس را ایجاد می کند که کنترل عواملی که در واقع در کنترل تان نیست را در دست بگیرید.

بعد همانطور که قبلا اشاره کردم که او برنامه ریزی بلند مدت را معادل حدس زدن می داند، ادامه می دهد:

چرا برنامه ریزی را همان چیزی که هست ننامیم: حدس!

زمانی که حدس هایتان را تبدیل به برنامه می کنید وارد منطقه خطر می شوید.

او اعتقاد دارد:

شما باید مبتکر باشید. باید از فرصت هایی که به وجود می آید استفاده کنید.

گاهی باید بگویید: “امروز در جهتی نو گام بر می داریم، زیرا چیزی است که امروز به آن نیاز داریم.”

تنظیم برنامه های بلندمدت نیز بی فایده است. بیشترین اطلاعات شما درباره ی یک کار، حین انجام آن است نه قبل از آن.

با این حال، چه زمانی برنامه می نویسید؟ معمولاً قبل از این که شروع کنید. بدترین زمان برای گرفتن یک تصمیم مهم همین جاست.

البته او تاکید می کند:

حال ما نمی گوییم که نباید درباره ی آینده و چگونگی مواجهه با موانع پیش رو فکر کنید. اینکار ارزشمند است. فقط اینکه نیازی به نوشتن و وسواس به خرج دادن درباره ی آن وجود ندارد.

اگر یک برنامه ی بزرگ بنویسید، احتمالاً به آن نگاه هم نخواهید کرد.

برنامه ریزی های طولانی تر از چند صفحه، مثل فسیل در کشوی شما باد می کنند.

کار کردن بر اساس حدس را کنار بگذارید. تصمیم بگیرید که این هفته چه کنید، نه امسال.

روی مسئله مهم بعدی تمرکز کنید و انجامش دهید.

تصمیم ها را درست قبل از عملی کردن آنها بگیرید نه بیشتر.

کار بدون برنامه ریزی ممکن است ترسناک به نظر برسد. اما پیروی کورکورانه از برنامه ای که واقعیت ندارد حتی ترسناک تر از آن است.

***

در مورد برنامه‌ریزی، باز هم حرف خواهیم زد.

  • هنرمندان خانگی جایی است برای شما، اگر دوست دارید خودتان و کارهای دستی زیبای‌تان و آدرس شبکه‌های اجتماعی‌تان را بیشتر به دیگران معرفی کنید.

(برای آشنایی با بخش هنرمندان خانگی مداد رنگی کلیک کنید)

12 نکته برای کسب و کار خانگی

قبلاْ در این مورد صحبت کرده بودیم که آیا می‌توان بدون پول، یک کسب و کار خانگی راه انداخت؟

حالا یک گام عقب تر می آیم و از شما یک سوال دیگر می پرسم:

آیا شما در درست کردن یک دست سازه یا یک محصول دست ساز خانگی مهارت دارید؟

یا ایده های زیبایی در سر دارید که می توانند با دستان هنرمند شما به واقعیت در بیایند؟

اگر جوابتان به این سوال ها مثبت است، پس ممکن است گاهی به خود می گویید:

“کاش می توانستم با دست سازه های زیبایم، یک کسب و کار خانگی – هر چند کوچک- راه بیندازم و از این طریق، کمکی به زندگی ام بکنم.

خبر خوب این است که این کار امکان پذیر است.

این روزها بازار صنایعِ دست ساز، رو به رشد است.

در حقیقت، امروزه میلیون ها نفر در سراسر دنیا در پی تبدیل کردن دست سازهای هنریِ خود، از یک سرگرمی به یک کسب و کار واقعی هستند.

اگر موافقید بیایید با ۱۲ راهکار – از  Katie Lundin (+) – (البته با مقداری تغییر) آشنا شویم  که می توانند به ما کمک کنند تا سرگرمی هنری خود را به یک کسب و کار موفقِ خانگی تبدیل کنیم.

۱۲ راهکار تبدیل سرگرمی هنری به یک کسب و کار خانگی

۱- مدل کسب و کارمان را مشخص کنیم.

۲- بر روی کارهای مان قیمت گذاری کنیم.

۳- میزان سودی را که از هر یک از کارهایمان انتظار داریم، به قیمت گذاری اضافه کنیم.

۴- یک نام تجاری برای کار خود مشخص کنیم تا مشتریان بتوانند ما را به واسطه ی آن نام بشناسند.

۵- گوشه ای از بازار را در نظر بگیریم و دست سازه های هنری اصیل و منحصر به فردمان را در آن بازار تولید کنیم.

۶- روشی امن و آسان جهت خرید کارهایمان برای مشتریان فراهم کنیم.

۷- از کاردستی های مان عکس بگیریم، و به دیگران نشان بدهیم – هر چه این عکسها از کیفیت بهتری برخوردار باشند، که چه بهتر.

۸- یک فضای کاری خوب و دوست داشتنی برای خودمان ایجاد کنیم.

۹- محصولاتی را توسعه بدهیم و افزایش مقیاس برایشان در نظر بگیریم که بتوانند به راحتی تولید یا ساخته شوند.

۱۰- ابزار و لوازم موردنیاز برای درست کردن کاردستی هایمان را تا حد امکان از عمده فروشی ها و ارزان تر خریداری کنیم.

۱۱- یک وب سایت یا کانال تلگرام یا اکانت اینستاگرام با نام تجاری مان ایجاد کنیم و کارهایمان را در آنجا برای مخاطبانمان به نمایش بگذاریم.

۱۲- از طریق ایمیل یا رسانه های اجتماعی، با مشتریان مان در ارتباط باشیم.

***

شما هم راهکارهای بیشتری می‌شناسید؟

  • هنرمندان خانگی جایی است برای شما، اگر دوست دارید خودتان و کارهای دستی زیبای‌تان و آدرس شبکه‌های اجتماعی‌تان را بیشتر به دیگران معرفی کنید.

(برای آشنایی با بخش هنرمندان خانگی مداد رنگی کلیک کنید)

 

تعریف موفقیت در کارهای هنری

تعریف موفقیت چیست؟

تا به حال به موفقیت در مسیر هنری خود فکر کرده‌اید؟

اصلا موفقیت از دیدگاه شما چه معنی و مفهومی دارد؟

آیا به این معنی است که بتوانید به علائق‌تان بپردازید؟

یا اینکه موفقیت را در این می‌دانید که هر چه بیشتر بتوانید کارهای‌تان را به فروش برسانید و سود بیشتری کسب کنید؟

یا موفقیت برای شما، معادلِ این است که در این مسیر، هر چه بیشتر بیاموزید و بیشتر رشد کنید؟

هر کدام از موارد فوق، می‌توانند تعریفی از موفقیت محسوب شوند.

مهم این است که تعریف موفقیت از دیدگاه ما چیست؟

قبلاً در مداد رنگی از ۱۰ نکته که به ما کمک می‌کنند در کسب و کار هنری‌مان موفق شویم حرف زده بودیم.

متمم، نیز در مطلبی با عنوان نکته هایی در مورد موفقیت که کمتر به ما می‌گویند نکته‌هایی را به ما یادآوری می‌کند که به گفته‌ی او، “شاید دانستن آنها، طی کردن مسیر موفقیت را لذت‌بخش‌تر و تجربه موفقیت را برای‌مان ماندگارتر کند”

شاید خوب باشد از همین ابتدا که به موفقیت فکر می‌کنیم، به این موارد هم توجه کنیم.

حالا اگر موافقید بیایید در ادامه‌، چند نکته‌ی مفید از کتاب “چگونه کسب و کار هنری راه بیندازیم” از «راندا شالر» (+) را نیز در همین رابطه با هم بخوانیم:

راندا شالر، در تلاش برای تعریف موفقیت، موفقیت را یک معیار درونی می‌داند.

موفقیت، یک معیار درونی است

و ما را تشویق می‌کند تا از شر (به تعبیر او) «انتخاب‌های پیش پنداشته» خلاص شویم و آرزوها و اهداف شخصیِ خودمان را مشخص کنیم.

حالا وقتی موفقیت را برای خودمان واضح و روشن تعریف کردیم، می‌توانیم اهداف‌مان را تعیین کنیم.

همان اهدافی که به ما انگیزه می‌دهند تا مطابق مدل ذهنی خودمان (که شالر آن را دیدگاه شخصی می‌نامد) زندگی کنیم.

و وقتی با تعاریف خودمان ارتباط برقرار کنیم، ارزش‌ها و دیدگاه‌های شخصی‌مان راحت‌تر می‌توانند ما را به سوی اهداف مناسبی که برای خود در نظر گرفته‌ایم هدایت کنند.

ما ارزیابی می‌کنیم که در مقایسه با مراحل مهم زندگی ارزشمندی که آن‌ها را قسمتی از تصویر موفقیت خود مجسم می‌کنیم، قرار است چه چیزی به دست بیاوریم، و سپس برای به دست آوردن آن، برنامه ریزی کنیم.

شالر همچنین ما را ترغیب می‌کند تا درباره ایجاد حرفه‌ی موفقی فکر کنیم که ابداعی است و متضمن اهداف و ماجراجویی شایسته‌ای باشد.

او، برای تعریف موفقیت از لغت نامه آنلاین مریام وبستر استفاده می‌کند:

۱- حاصل، نتیجه

۲- الف – درجه یا مقیاس به نتیجه رسیدن؛ ب- حاصل مطلوب و دلخواه؛ همچنین دست‌یابی مالی، رسیدن به آرزو یا شهرت

و بعد از ما می‌پرسد:

این تعاریف، چگونه در تعریف شما از موفقیت می‌گنجد؟

سپس در ادامه باز چند سوال مطرح می‌کند و از ما می‌خواهد که به آنها پاسخ دهیم.

با پاسخ به این سوالات، می‌توانیم بهتر متوجه شویم که موفقیت برای ما چه معنایی دارد؟

سوالات او، اینها هستند:

  • دستاوردها، آثار و نتایجی که از کار هنری‌ام می خواهم چه هستند؟
  • چگونه آن‌ها را می سنجم؟ اگر به آن‌ها برسم، آیا به این معنا است که فرد موفقی به شمار می‌آیم؟
  • چگونه می‌فهمم که به آن مرحله رسیده‌ام؟
  • آیا برای من بیشتر از بقیه اهمیت دارد؟
  • به دنبال چه هستم؟ رضایت؟ قدردانی؟ ثروت؟ تایید؟ شهرت؟
  • آیا می‌توانم اثری خلق کنم، یا هماهنگی‌های لازم در زندگی‌ام به وجو بیاورم که به من اجازه دهند در هنر موفق باشم؟

می‌توانیم برای چند دقیقه به پاسخ این سوالات فکر کنیم.

حالا بیایید باز هم با راندا شالر همراه شویم و برای تعریف موفقیت، با او نگاهی به کلمات زیر در فرهنگ مریام وبستر که با موفقیت مرتبط‌اند بیندازیم و ببینیم آنها چه تصاویری در ذهن ما پدید می‌آورند؟

مترادف ها: اثری که گُل کرده، اثری بی نهایت موفق، موفقیت، برنده

متضادها: فیلم یا نمایش ناموفق، بدبیاری و بدشانسی، ورشکسته، مصیبت، شکست کامل (همچنین فاجعه)، بی‌مصرف، شکست، مایه آبروریزی، گُل نکردن اثر هنری، ناموفق ماندن، کار ناموفق، افتضاح

کلمات مرتبط: سودآور، اثر پرفروش، شخص یا اثر استثنایی، کیفیت عالی، محشر، نوع عالی، برنده‌ی جایزه، گل سرسبد، جواهر، گنج، نمونه، طبیعی، پدیده، رویداد مهم، شگفت‌انگیز، پیروزی، موفقیت، فتح

متضادهای نزدیک: ناکامی، شکست، بی عرضگی، بازنده

حالا باز هم بیایید به چند سوال دیگر فکر کنیم:

آیا خود را به تعاریف مترادف با موفقیت، نزدیک می‌بینیم؟

آیا متضادهایی چون شکست خورده، ناموفق یا ناکام با ما بیشتر جور در می‌آید؟

آیا اصلاْ موفقیت را حق خودمان می‌دانیم؟

آیا احساس می‌کنیم که  نیاز به اصلاح مسیر داریم؟

آیا فکر می‌کنیم دقیقاً همان کسی هستیم که از یک فرد موفق انتظار داریم؟

و سوالاتی از این دست.

در کل، ما باید بتوانیم موفقیت و شکست را به درستی برای خودمان تعریف کنیم و سپس برای سنجش و ارزیابیِ آنها، معیارها و شاخص‌هایی تعیین کنیم.

اینطور بهتر می‌توانیم متوجه شویم که چه زمانی به موفقیت نزدیک، و کِی از آن دور شده‌ایم.

 شاید یکی از کارهای مهم دیگری که در تلاش برای تعریف موفقیت باید انجام دهیم این است که خودمان را بهتر بشناسیم.

راندا شالر حرف قشنگی می‌زند. او می‌گوید:

موفقیت و انتخاب هایی که می کنیم

بعد از اینکه به شناخت درستی از خودمان رسیدیم، چه کنیم؟

شاید بهتر باشد ارزش‌های‌مان را مشخص کنیم و به آنها پای‌بند باشیم و همچنین اهداف درستی برای خود تعیین کنیم.

و بعد بر این اساس، هدفمندانه انتخاب کنیم و تصمیم‌های هدفمند بگیریم.

آن‌گاه می‌بینیم که انتخاب‌های ما، مسیرمان را تعیین می‌کنند،

و در نهایت تعریف موفقیت، به ما احساسِ مسئولیت و جرأت و تعهد می‌بخشد، و مقصد را به ما نشان خواهد داد.

 

  • هنرمندان خانگی جایی است برای شما، اگر دوست دارید خودتان و کارهای دستی زیبای‌تان و آدرس شبکه‌های اجتماعی‌تان را بیشتر به دیگران معرفی کنید.

(برای آشنایی با بخش هنرمندان خانگی مداد رنگی کلیک کنید)

 

10 نکته برای موفقیت در کسب و کارهای هنری

شاید شما هم با من موافق باشید که موفقیت در کسب و کاری کوچک که بر اساس دست سازه‌های هنری و خانگی پایه‌ریزی می شود، به هیچ وجه مسیری کوتاه و آسان نیست.

مسیری است طولانی و دشوار که گام‌های پیوسته و پی در پی زیادی می‌طلبد.

سازنده جواهرات دست ساز
Jess Van Den

اما شاید اگر بتوانیم پای صحبت کسانی بنشینیم که این مسیر طولانی و دشوار را طی کرده‌اند و اکنون  به جایی رسیده‌اند که قادرند طعم شیرین موفقیت را بچشند؛ برای ما مفید و آموزنده و راه‌گشا باشد.

برای همین، این‌بار، فردی به نام Jess Van Den را انتخاب کردم که اهل استرالیاست و جواهرات دست‌ساز زیبایی درست می‌کند.

جِس جواهراتش را در سایتی به نام Epheriell به علاقمندان عرضه می‌کند و می‌فروشد.

همانطور که خود می‌گوید او نه در مسیری کوتاه و سریع، که پس از گذشتِ سال‌ها و بارها آزمون و خطا به موفقیت اکنونش دست یافته است،

و حالا می‌خواهد تجربه‌ی ارزشمندی که طی این سالها به دست آورده و معتقد است که همین نکته‌های کوچک می‌توانند موفقیت یا شکست یک کسب و کار خانگی کوچک و هنری را رقم بزنند در اختیار ما قرار دهد.

حال بیایید ببینیم آن ۱۰ نکته‌ای که جِس برای موفق شدن در کسب و کارهای آنلاین هنری به آنها اعتقاد دارد و به ما پیشنهاد می‌کند، چیست و بکوشیم ما هم به آنها توجه کنیم و در کار خودمان به کار بگیریم. (+)

 

۱۰ نکته که کمک می‌کنند در کسب و کار هنری‌مان موفق شویم

دست سازه های هنری

نکته‌ی اول – چیزی درست کنید که مردم واقعاً بخواهند بخرند

این نکته، واقعاً قسمت سخت ماجراست.

واقعیت نه چندان شیرین، این است که اگرچه این موضوع خیلی مهم است که ما باید قبل از هر کار دیگری، چیزی را درست کنیم که خودمان دوستش داریم و حس مان به آن خوب است و از درست کردنش لذت می‌بریم – اما این نکته هم بسیار مهم است که چیزی که درست می‌کنیم مورد توجه مردم هم باشد.

باید از خودمان بپرسیم: آیا برای این چیزی که من درست می‌کنم، اصلاً بازاری وجود دارد؟

و آیا مردم حاضرند برای خرید آن، تا جایی پول بدهند که برای من یک کسب و کار سودآور ایجاد کند؟

نکته ی دوم – هر روز بر روی دست سازه‌های تان کار کنید و صبور باشید.

جِس در نکته‌ی دوم به جمله‌ای اشاره می کند که برای او مثل یک مانترا درآمده است.

(حتماً می دانید که مانترا (که ما آن را بیشتر به ذکر می شناسیم) جمله ای است که گویی انرژی خاصی در آن نهفته است.)

و مانترای محبوب او این است:

به یاد داشته باش: این یک ماراتن است، نه دوی سرعت.

او می‌گوید هر وقت خسته یا ناامید می شدم یا آنقدر که دوست داشتم از طرف دوستان یا مشتریانم فیدبک مثبت نمی‌گرفتم، این جمله را با خودم تکرار می‌کردم.

و همیشه به خودم یادآوری می‌کردم که:

کسب و کارها یک شبه رشد نمی‌کنند

ممکن است سال‌ها زمان ببرد تا بتوانیم خودمان را واقعاً موفق احساس کنیم.

[su_highlight background=”#f6fdc1″]اما اگر بر روی کارمان تمرکز کنیم و هر روز برای رشد کسب و کارمان کاری انجام دهیم و صبور باشیم، در نهایت موفقیت سر راه ما قرار خواهد گرفت.[/su_highlight]

نکته‌ی سوم – دوستانه اما حرفه‌ای رفتار کنید

جِس اعتقاد دارد که بخش مهمی از یک کسب و کار هنری، داشتن رابطه‌ی دوستانه با مشتریان است.

آنها از شما خرید می‌کنند زیرا ترجیح می‌دهند چیزهای تک و منحصر به فردی را بخرند، آن هم مستقیماً از کسی که آن‌ها را ساخته است.

اما باید به یاد داشته باشید که مشتریان شما الزاماً دوستان شما نیستند.

به هر حال در کنار دوستانه بودن، به یاد هم داشته باشید که با آنها حرفه‌ ای و با احترام رفتار کنید.

از آن‌طرف هم، حتی اگر احساس می‌کنید که یک مشتری، تقاضای ناعادلانه‌ای دارد، با خونسردی و رفتاری حرفه‌ای به او جواب دهید،

و سیاست‌های سختگیرانه و منطقی که برای کارتان در نظر گرفته‌اید را به او یادآوری کنید.

نکته‌ی چهارم – عکس‌های زیبا از کارهای‌تان بگیرید

جِس به نکته‌ی جالب و کلیدی اشاره می‌کند.

او می‌گوید وقتی شما به صورت آنلاین کارهای‌تان را می‌فروشید، عکس‌های‌تان می‌توانند نقش مهمی در رونق یا شکست کارتان داشته باشند.

عکس، اولین چیزی است که چشم را جذب می‌کند و معمولاً بزرگترین بخش فرآیند تصمیم‌گیری را تشکیل می‌دهد.

حالا حتماً می‌پرسید: خوب یک عکس خوب چه ویژگی‌هایی باید داشته باشد؟

نگران نباشید. جِس فکرِ اینجا را هم کرده و چند ویژگی یک عکس خوب را با ما در میان می‌گذارد:

چه چیزهایی یک عکس را خوب و با‌کیفیت می‌کنند؟ 

۱- نور سفید طبیعی یا فیلتر شده (نه فلش)

۲- پس زمینه‌ی ثابت، ساده و در عین حال نمادین – نباید بیش از حد شلوغ باشد که از جذابیت کار شما بکاهد

۳- شات های واضح و روشن در یک فوکوس عالی

۴- زوایای جالب و جذاب از کارتان

نکته‌ی پنجم – می‌توانید در ابتدای کار فروش آنلاین‌تان، دست‌سازه‌های تک و منحصر به فرد درست کنید

چیزی که جِس از آن با OOAK یعنی one-of-a-kind یا یکی از هر نوع حرف می‌زند.

شاید در مورد این نکته در فرصت‌ها و پست‌های بعدی بیشتر با هم حرف بزنیم.

نکته‌ی ششم – با تمام وجود به خودتان و کارتان باور داشته باشید – اما راه برای تغییر را هم باز بگذارید

جِس می‌گوید اگر به خودتان و کاری که انجام می‌دهید باور نداشته باشید، بعید است بتوانید موفق شوید.

برای موفقیت به زمان زیادی نیاز دارید و وقت و انرژی زیادی باید برای تولید کارها و فروش آنلاین آنها صرف کنید.

اگر عاشق کارتان نباشید ممکن است زود خسته بشوید و جا بزنید و کارتان را رها کنید.

تمام روح و شوق و اشتیاق‌تان را روی کارتان بگذارید.

نکته‌ی هفتم – یک لیست ایمیل از مشتریان‌تان داشته باشید

جِس آن‌چنان که خود تجربه کرده است به ما می‌گوید که ایمیل همچنان ابزار قدرتمندی برای ارتباط با مشتریان است.

او می‌گوید شما می‌توانید وبلاگی داشته باشید یا صفحه‌ای در اینستاگرام یا هر شبکه اجتماعی یا هر پیام رسان‌ای که دلتان می خواهد.

اما وقتی مشتری فعلی یا مشتری آینده‌ی شما با اعلام ایمیل خود، قدمی برای اعتماد کردن به سمت شما برداشته است، پس این اجازه را به شما داده که بتوانید مستقیم با او در تماس باشید.

نکته ی هشتم: قیمت برای سود

همانطور که جِس هم اعتقاد دارد، قیمت‌گذاری یکی از شایع‌ترین مشکلات در جامعه‌ی دست سازها و کسانی است که می‌خواهند کاردستی‌هایشان را به فروش برسانند.

همان‌طور که او می‌گوید بیشترِ ما، ساختن کاردستی‌های‌مان را از منظر سرگرمی شروع می‌کنیم و در اوایل کار واقعاً ایده‌ی دقیق و روشن و مشخصی برای فروش کارهای‌مان نداریم.

در نتیجه وقتی تصمیم می‌گیریم آنها را به فروش هم برسانیم، تمایل پیدا می‌کنیم که فعالیت‌ها و مهارت‌هایی که در فرآیند ساخت آنها به کار رفته را دست کم بگیریم و کارهای دستی‌مان را به شدت، زیر قیمت بفروشیم.

او می‌گوید:

سعی نکنید بر اساس قیمت، رقابت کنید

بالاخره ممکن است کسانی پیدا شوند که مشابه کار شما را به قیمت پایین‌تری بفروشند.

کاری که شما باید بکنید – و خیلی هم آسان نیست – این است که بر اساس لوازم و وقت و انرژی و مهارتی که صرف ساختن یک کار کرده‌اید و با توجه به اینکه چه قیمت‌گذاری می‌تواند برای زندگی‌ شما مناسب و معقول باشد، بر روی کارتان قیمت تعیین کنید.

و حالا این همان قیمتی است که باید کارتان را بفروشید.

می‌گوید قبول دارم، این کار سخت است اما اگر در راه‌اندازی کسب و کار خود بر اساس دست‌سازه‌های هنری‌تان جدی هستید، باید انجامش دهید.

بعداً – در پست دیگری – در این مورد، باز هم بیشتر با هم حرف خواهیم زد.

نکته ی نهم – وب‌سایت یا وب‌لاگ خودتان را داشته باشید

جِس می‌گوید شما یک فرد حرفه‌ای هستید، پس نیاز دارید که ازسوی دیگران هم حرفه‌ای دیده شوید.

شما در حال فروش آنلاین هستید، پس حضور آنلاین‌تان هم باید حرفه‌ای و پذیرای مشتریان آنلاین باشد.

ضمن اینکه می‌توانید آدرس وب‌ سایت یا وبلاگ‌ تان را هم در کارت ویزیت، در امضای ایمیل‌تان و در حساب‌های کاربری که در رسانه‌های اجتماعی دارید به دیگران اعلام کنید.

.و چنین تغییر کوچکی می‌تواند تفاوت بزرگی نسبت به تصور مردم از کسب و کار شما ایجاد کند

جِس روی وبلاگ نویسی هم تاکید می‌کند و می گوید:

بله. وبلاگ نویسی را هم نباید فراموش کنید.

چرا که وبلاگ‌نویسی بهترین راه برای ساختن داستان کسب و کار شماست.

در این مورد هم در پست‌های آینده بیشتر حرف خواهیم زد.

نکته‌ی دهم – یادگیری، یادگیری، یادگیری

شاید قبل از اینکه به نکته‌ی دهم برسیم با خودتان فکر کرده بودید که پس چرا جِس از یادگیری حرفی به میان نیاورده است!

و حالا که نکته‌ی دهم را خواندیم، خیال‌مان راحت شد که جِس هم مانند بسیاری از افراد موفق‌ای که در اطراف‌مان می‌شناسیم، بیشترین تاکید برای موفق شدن در کارمان را یادگیری می‌داند.

[su_note note_color=”#fcdcfc”]

می‌توانید یکی از زیباترین نمونه‌های چنین تاکیدی را در مقاله‌ای از محمدرضا شعبانعلی بخوانید:

نقش کمیت در کنار کیفیت؛ درباره شکست استارت آپ ها و ناکامی‌های دیگر

با خواندن نوشته‌ی او ضمن اینکه پی می‌بریم برای موفقیت در کارمان، لازم است کمیت را هم به اندازه‌ی کیفیت و حتی بیشتر از آن جدی بگیریم؛

چنان‌که او می‌گوید: “این کمیت است که نشان می‌دهد کاری را جدی گرفته‌ایم، نه کیفیت”،

همچنین تاکید او بر یادگیری و اینکه:تکرار وقتی مهم است که در آن، یادگیری هم وجود داشته باشد” نیز به ما یادآوری می‌کند که هیچ‌گاه در مسیر رشد و موفقیت، یادگیری را فراموش نکنیم و دستِ کم نگیریم.

[/su_note]

در انتها، جِس در ادامه ی توصیه‌های خود، به نکته‌ی شگفت انگیزی اشاره می‌کند:

In business, there is no such thing as DONE

در کسب و کار، چیزی به عنوانِ «انجام شد» وجود ندارد.

[su_highlight background=”#f6fdc1″]همیشه چیزی بیشتر برای انجام دادن وجود دارد:[/su_highlight]

[su_highlight background=”#f6fdc1″]چیزهای جدیدی برای آزمایش و امتحان کردن[/su_highlight]

[su_highlight background=”#f6fdc1″]اشتباهاتی که باید کرد[/su_highlight]

[su_highlight background=”#f6fdc1″]پیش‌آمدها و سفرها و داستان‌ها و ماجراهای غیرمنتظره[/su_highlight]

[su_highlight background=”#f6fdc1″]و چیزهای بیشتری که باید یاد گرفته شوند و آموخته شوند.[/su_highlight]

پی نوشت:

شاید دوست داشته باشید جس را در اینستاگرام دنبال کنید و جواهرات زیبای دست ساز او را در آنجا ببینید:

epheriell

طرح عملی کسب و کار هنری

اگر اهداف‌تان را مشخص کرده‌اید و به برنامه ریزی برای رسیدن به این اهداف فکر کرده‌اید؛

پس چیزی که در حال حاضر به آن نیاز دارید یک طرح عملی است.

در این نوشته می‌خواهم از شما دعوت کنم تا حرف‌های راندا شالر،

در کتاب “چگونه کسب و کار هنری راه بیندازیم” – در مورد داشتن یک طرح عملی – را با هم بخوانیم.

و ببینیم چطور می‌توانیم آن را به کار ببندیم.

فراموش نکنیم که فراتر از هر رویا و رویاپردازی و تجسم و برنامه‌ریزی و حفظ اهداف؛

داشتن یک طرح عملی که ما را در مسیر اهداف‌مان به حرکت وا دارد بسیار مهم و حیاتی است.

همانطور که راندا شالر تاکید می کند، تمرکز بر مراحل عملی حرفه و انجام دادن کار به طور همزمان، مهارتی است که تمرین لازم دارد.

اگر هر کدام را با بی‌میلی انجام دهیم، چندان پیشرفتی نخواهیم داشت.

یک ذهن خلاق و حرفه‌ای نیاز به مدیریت دارد. 

اگرعلاقمندیم کاری در جهان انجام دهیم به بینش، برنامه ریزی و طی مراحل عملی نیاز داریم.

اما خوب است این را هم بدانیم که طرح‌ها ابزاری تغییرپذیرند.

آنها راهنما هستند نه اصل.

پس بهتر است به طرح عملی‌مان به عنوان یک راهنمای انعطاف پذیر و قابل تغییر نگاه کنیم،

نه یک اصل صلب و خشک و تغییرناپذیر.

یاد جمله‌ی جالبی از استیو بلنک افتادم که می‌گوید:

“ما فقط آغاز و پایان راه را می‌دانیم. وسط را نمی‌دانیم. اشکال ندارد، چون وسط می‌تواند تغییر کند.”

برگردیم به داشتن طرح عملی.

نوشتن طرح عملی چندان هم مشکل نیست.

فقط کافی است یک سری قدم‌های کوچک برداریم تا در قدم اول نگرش خود را مشخص کنیم.

(گام‌های کوچک یا میکرواکشن‌ها که در این نوشته: آیا می‌توان بدون پول، یک کسب و کار هنری راه انداخت؟  به آنها اشاره کرده بودم یادتان می‌آید؟)

حالا در قدم دوم اهداف‌مان را مشخص می‌کنیم و در قدم سوم پیش نویس طرحی از قدم های کوچک را تهیه می‌کنیم تاما را به مسیر درست هدایت کند.

شالر توصیه‌ی خوبی به ما می‌کند.

او می‌گوید: برای اطمینان از این که از پا نمی‌افتید, مراحل را کوتاه و کوتاه‌تر کنید،

آن ها را در تقویم یادداشت کنید

و هر وقت کاری را به انجام رساندید، به خود پاداش بدهید.

(مثلاً به عنوان پاداش، یک کاپ کیک رنگین کمانی چطوره؟ 🙂 )

بعد برای خودتان مشخص کنید که از نظر شخصی و حرفه‌ای چه جایگاهی می‌خواهید داشته باشید؟

چگونه می‌فهمید چه موقع به اهداف و مراحل مهم زندگی خود رسیده‌اید؟

موفقیت‌تان را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

در این مورد باز هم بیشتر با هم حرف خواهیم زد. 

راستی، شما ایده‌ای در این زمینه ندارید؟ 

 

 

راه انداختن کسب و کار هنری

آیا می‌توان بدون پول، یک کسب و کار هنری راه انداخت؟

پاسخ این است: بله.

می‌شود یک کسب و کار هنری را بدونِ پول- یا حداقل با پول کمی – شروع کرد.

برای راه‌اندازی یک کسب و کار هنری به خصوص وقتی که قرار است محصولات دست‌ساز یا خدمات خلاقانه‌ای ارائه دهیم، مجبور نیستیم حتماً و از همان ابتدا هزینه‌ی زیادی بکنیم.

قبل از هر چیز، خوب است ببینیم آیا ما اصلاً رویایی در سر داریم؟

مهم نیست اوضاع در اطراف‌مان چگونه است.

اگر جواب‌مان مثبت است، می‌توانیم امیدوار باشیم که قسمت زیادی از راه را پیموده‌ایم.

رویاهای ما

حالا  اگر برای تحقق رویای‌مان، زمانی را مشخص کنیم، این رویا را به یک هدف ارزشمند تبدیل کرده‌ایم.

و کاری که می‌ماند این است که برای تحقق آن، با یک سری اقدام‌های کوچک یا میکرواکشن که می‌کوشیم به انجام آنها پایبند بمانیم، گام‌های عملی بر‌داریم.

“زندگی با اعمال بیان می شود، نه با اوضاع.”

آنتوان دو سنت اگزوپری

(از کتاب: خلبان جنگ)

شاید حالا با خودتان بگویید: خوب، اینها درست! اما قرار شد در مورد راه انداختن کسب و کارمان بدونِ یا با حداقلِ پول صحبت کنیم. پس بیایید برویم سر موضوع اصلی مورد بحث خودمان. برای اینکه نداشتن پول برای شروع کار، نگران مان نکند؛ می توانیم چند گام، رو به جلو برداریم:

گام اول:

از خودتان بپرسید: من برای این کاری که می‌خواهم شروع کنم، به چقدر پول نیاز دارم؟ 

و چرا فکر می‌کنم که به اینقدر پول، نیاز دارم؟

ما گاهی فقط “فکر می کنیم” که به یک سری چیزها نیاز داریم، در صورتی که در واقعیت، واقعاً اینطور نیست.

قبول دارید؟

ما می‌توانیم کارمان را بدون آنها هم شروع کنیم یا انجام‌ بدهیم.

باور کنید. من خودم کسب و کارهایی را دیده‌ام که در همان ابتدای کار، برای خرید و تجهیز دفتر کارشان یا اجاره‌ی کارگاه و خرید وسایل و لوازم زیادی، هزینه‌های زیادی کرده‌اند.

مثلا میز و صندلی و مبلمان و پرده های زیبا و شیک و گران خریده‌اند. 

یا کارگاهی اجاره کرده‌اند.

اما وقتی کسب و کارشان نگرفت، مجبور شدند همه‌ی آنها را بسیار کمتر از قیمتی که خریده بودند بفروشند و و ضرر کنند.

شما از همان ابتدا، واقعا نیازی به اجاره‌ی یک کارگاه و در نتیجه تحمل فشار و استرس برای تامین اجاره‌ی آن را ندارید.

می‌توانید کارهای هنری‌تان را در قسمتی از اتاق یا خانه‌ی خودتان بسازید.

هنوز قانع نشده‌اید؟

خوب بیایید یک کاری بکنیم.

اگر واقعاً هنوز “فکر” می‌کنیم که برای شروع کارمان به یک سری هزینه‌ها نیاز داریم، بنشینیم و یک قلم و کاغذ بیاوریم.

هر کدام از مواردی را که در ذهن‌مان داریم، بنویسیم و بعد با یک تمرین به اصطلاح طوفان مغزی، در موردش جایگزینش فکر کنیم و هر یک از پیشنهادهای جایگزین را روبروی هر کدام ازموارد بنویسیم.

مثلاً بیایید در مورد چند مثال زیر فکر کنیم:

مورد اول: فکر می‌کنم من برای انجام کارهایم، به یک کارگاه نیاز دارم.

پیشنهاد جایگزین:

آیا می‌توانم به جای اجاره‌ی یک کارگاه، جایی در گوشه‌ی همین خانه‌ی خودم را خالی کنم و برای انجام دادن کارهایم اختصاص بدهم؟

مورد دوم: من برای نشان دادن کارهای دستی‌ام به یک وب سایت نیاز دارم.

پیشنهاد جایگزین:

آیا می‌توانم کارهایم را فعلاً در جای دیگری – مثلا همین بخش هنرمندان خانگی – به دیگران نشان بدهم تا وقتی که شرایط و بودجه‌ی لازم برای راه اندازی یک وب سایت را تامین کنم؟

و مواردی از این دست.

اگر دوست داشته باشید جواب چنین سوالاتی را بدانید، باید به شما بگویم:

بله. شما می توانید.

گام دوم:

در پول‌تان صرفه‌جویی کنید.

شاید برای اینکه از ساختن و فروش کارهای هنری‌تان درآمدی به دست بیاورید، به حدود سه تا شش ماه فرصت نیاز داشته باشید.

تا آن موقع می‌توانید به صرفه‌جویی بیشتری در پول و هزینه‌های‌تان فکر کنید.

برای این منظور، می‌توانید چند کار انجام دهید. مثلا:

  • لوازم یا وسایلی که در خانه دارید و واقعاً می‌دانید که مدت زیادی است که از آنها استفاده نکرده‌اید یا آنها را لازم ندارید، در جایی مثلاً در اپلیکیشن دیوار بفروشید.
  • خرج‌های تان را زیر نظر بگیرید و رصد کنید و ببینید کجاها بیشتر از حد مورد نیاز خرج می‌کنید، و حالا ببینید چطور می‌توانید چنین خرج‌هایی را به حداقل برسانید.
  • جایی که می‌توانید پیاده بروید، به جای استفاده از خودرو شخصی یا حتی وسایل نقلیه عمومی، پیاده بروید.
  • اگر زیاد عادت دارید برای صرف غذا به رستوران‌ها و فست فودها بروید، دیگر کمتر به چنین جاهایی بروید.

و بسیاری کارهای دیگر برای کمک به بدون پول، یک کسب و کار هنری راه انداختن،

که اگر در مورد زندگی خودتان فکر کنید به ذهن‌تان می رسند.

گام سوم:

اگر واقعاً برای شروع کارتان و خرید یک سری ابزار و لوازم مورد نیاز، به پول نیاز دارید، می‌توانید یک وام کوچک بگیرید.

وامی که می‌دانید می‌توانید قسط های آن را هر ماه بپردازید.

گام چهارم:

می‌توانید کسی را پیدا کنید که مثل شما در آغاز کسب و کارش قرار دارد و بدون اینکه نیاز به رد و بدل کردن پولی باشد، محصولات و خدمات مورد نیازتان را با هم مبادله و داد و ستد کنید.

به این طریق، به رشد کار همدیگر هم کمک می‌کنید.

گام پنجم:

می‌توانید در شروع کسب و کارتان، از محصولات و ابزار و وسایل و خدمات رایگان یا کم هزینه استفاده کنید.

مثلا بازارهای ارزان را شناسایی کنید و مواد اولیه خود را از آنجاها بخرید.

وقتی که کسب و کارتان رونق پیدا کرد به سراغ خدمات و محصولات گران‌تر بروید.

گام ششم:

یاد بگیرید خیلی از کارها را خودتان انجام بدهید،

بدون اینکه نیاز داشته باشید برای انجام آن ها به فرد دیگری پول بدهید.

مثلاً با استفاده از خودآموز ها یا سایت‌های آموزشی در اینترنت یاد بگیرید که چگونه تصاویر زیبای موردنیازتان را با فوتوشاپ طراحی کنید.

یا چند اپلیکیشن طراحی تصاویر پیدا کنید و با آنها کار کنید تا یاد بگیرید چگونه وقتی زمان و فرصت و حوصله‌ی کمتری دارید، از آن‌ها برای اضافه کردن جلوه‌ی بیشتری به عکس‌های خود بهره ببرید.

یا از بسیاری از وسایل موجود در خانه برای ساختن کاردستی‌های‌تان استفاده کنید.

و بسیاری کارهای دیگر که اگر خوب فکر کنید به خاطر می‌آورید، یا کشف می‌کنید.

در انگلیسی اصطلاح جالبی وجود دارد: (که به عنوان یک رویکرد (DIY Approach) مورد توجه است)

! Do It Yourself

خودت انجامش بده!

این جمله، خیلی جاها می‌تواند به کمک‌مان بشتابد.

امیدوارم خواندن این چند گام برای شما مفید بوده باشد.

برای تهیه‌ی این نوشته، از مقاله‌ای در thehandmadebusiness.com کمک گرفته‌ام

راستی شما چه پیشنهادهای دیگری برای شروع یک کسب و کار هنری بدون پول یا حداقل با پول کمی دارید؟

سبد خرید محصول با موفقیت حذف شد. بازگردانی محصول
  • هیچ محصولی در سبد وجود ندارد.

SPIN TO WIN!

  • شاید دوست داشته باشید شانس‌تان را برای دریافت کوپن تخفیفِ خرید کاردستی‌های مداد رنگی امتحان کنید.
  • برای چرخاندن چرخ شانس، کافی است نام و ایمیل‌تان را  وارد کنید و بر روی کلید زیر، کلیک نمایید
شانس‌تان را امتحان کنید