ارسال رایگان به سفارشات بیش از ۱۰۰ هزار تومان شرایط و قوانین پشتیبانی
کتابخانه مداد رنگیموفقیت کسب و کار هنری

برنامه ریزی برای یک کسب و کار هنری

0

شاید شما هم با من موافق باشید که برای اینکه بتوانیم در کارمان – به طور خاص در کسب و کارهای هنری‌مان – موفق باشیم و رشد کنیم؛

باید بتوانیم برای فکر کردن به موضوعات مختلفی وقت بگذاریم،

بر روی آنها تمرکز کنیم،

و بکوشیم تا در مورد آنها بیشتر و عمیق‌تر یاد بگیریم،

و سپس، آموخته‌هایمان را در عمل به کار بگیریم.

یکی از مواردی که نیاز داریم به آن فکر کنیم این است که:

آیا ما برای زندگی و برای کارمان، برنامه ریزی کرده‌ایم؟

آیا طبق برنامه‌ی مشخصی پیش می‌رویم؟

یا اینکه بر اساس «هر چه پیش آید، خوش آید»، کارهایمان را پیش می‌بریم؟

نمی‌خواهم بگویم کدام خوب است و کدام بد.

فقط مهم این است که در مورد این موضوع کمی فکر کنیم و ببینیم ما کدام طرف قضیه هستیم.

و آیا اکنون از جایی که هستیم، راضی‌ایم یا نه.

قبل از هر چیز، بیایید کمی با مفهوم برنامه‌ریزی، آشنا شویم و اصلاً ببینیم برنامه‌ریزی به چه معناست.

برنامه ریزی چیست؟

برنامه ریزی برای کسب و کارهای هنری

برنامه‌ریزی، یعنی اینکه بتوانیم قبل از انجام هر کاری، زمان‌ای را به فکر کردن در مورد آن کار اختصاص دهیم.

داشتن هدف در زندگی، به تنهایی کافی نیست.

ما برای رسیدن به اهداف‌مان، به برنامه‌ریزی نیاز داریم.

و شاید برایتان جالب باشد که برنامه‌ریزی، یک مهارت محسوب می شود.

اگر علاقمندید که با این مهارت، بیشتر آشنا شوید و یاد بگیرید چگونه می‌توان این مهارت را در خود پرورش داده و آن را تقویت کرد، پیشنهاد می‌کنم مطالب و مجموعه درس‌‌هایی که در متمم تحت عنوان مهارت برنامه ریزی، تهیه و منتشر شده‌اند را مطالعه کنید.

حال بیایید با دیدگاه جیسون فراید در مورد برنامه ریزی هم آشنا شویم:

جیسون فراید در کتاب دوباره فکر کن برنامه ریزیِ بلند مدت برای یک کسب و کار نوپا را چیزی شبیه حدس می‌داند و می‌گوید:

درصورتی که شما یک پیشگو نباشید، برنامه ریزی بلند مدت در تجارت یک خیال است.

عوامل بسیاری وجود دارند که از دست شما خارج‌اند: شرایط بازار، رقبا، مشتریان، اقتصاد و غیره.

نوشتن یک برنامه در شما این حس را ایجاد می‌کند که کنترل عواملی که در واقع در کنترل‌تان نیست را در دست بگیرید.

بعد همانطور که قبلا اشاره کردم که او برنامه ریزی بلند مدت را معادل حدس زدن می‌داند، ادامه می‌دهد:

چرا برنامه ریزی را همان چیزی که هست ننامیم: حدس!

زمانی که حدس‌هایتان را تبدیل به برنامه می‌کنید وارد منطقه خطر می‌شوید.

او اعتقاد دارد:

شما باید مبتکر باشید. باید از فرصت‌هایی که به وجود می‌آید استفاده کنید.

گاهی باید بگویید: “امروز در جهتی نو گام بر می‌داریم، زیرا چیزی است که امروز به آن نیاز داریم.”

تنظیم برنامه‌های بلندمدت نیز بی‌فایده است. بیشترین اطلاعات شما درباره‌ی یک کار، حین انجام آن است نه قبل از آن.

با این حال، چه زمانی برنامه می‌نویسید؟ معمولاً قبل از این که شروع کنید. بدترین زمان برای گرفتن یک تصمیم مهم همین جاست.

البته او تاکید می‌کند:

حال ما نمی‌گوییم که نباید درباره‌ی آینده و چگونگی مواجهه با موانع پیش رو فکر کنید. اینکار ارزشمند است. فقط اینکه نیازی به نوشتن و وسواس به خرج دادن درباره‌ی آن وجود ندارد.

اگر یک برنامه‌ی بزرگ بنویسید، احتمالاً به آن نگاه هم نخواهید کرد.

برنامه‌ ریزی‌های طولانی‌تر از چند صفحه، مثل فسیل در کشوی شما باد می‌کنند.

کار کردن بر اساس حدس را کنار بگذارید. تصمیم بگیرید که این هفته چه کنید، نه امسال.

روی مسئله مهم بعدی تمرکز کنید و انجامش دهید.

تصمیم‌ها را درست قبل از عملی کردن آنها بگیرید نه بیشتر.

کار بدون برنامه ریزی ممکن است ترسناک به نظر برسد. اما پیروی کورکورانه از برنامه‌ای که واقعیت ندارد حتی ترسناک‌تر از آن است.

نظر دهید

پاسخ بده

Logo
مقایسه موارد
  • کل (0)
مقایسه
0